وقتي‌‌كه بوف‌كور چشم ادبيات ايران شد!

منتشرشده: آوریل 7, 2011 در فرهنگي
برچسب‌ها:, ,

زندگي من همانقدر غير طبيعي، نامعلوم و باورنكردني ميآيد كه نقش روي قلمداني كه با آن مشغول نوشتن هستم. گويا يك نفر نقاش مجنون وسواسي روي جلد اين قلمدان را كشيده. اغلب به اين نقش كه نگاه مي كنم مثل اين است كه بنظرم آشنا ميآيد شايد براي همين نقش است… شايد همين نقش مرا وادار به نوشتن مي كند.

 

 

در زندگي زخمهايي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ست كه مثل خوره در انزوا روح را آهسته مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خورد و مي‌تراشد.
آنروز كه صادق هدايت اين جمله روان و زيبا را نوشت خود نمي‌دانست كه خالق قلمي ماندگار و اثري به ياد ماندني و بزرگ شده است و نهال ادبيات مدرن را در ايران مي‌كارد و سالها پس از مرگش او را در زمره نويسندگاني بزرگ و روشنفكر جاي مي‌دهند. تا جاي كه ‹‹اسلامي ندوشن ›› بوف کور را تاريخچه ايران و نماد سير نزولی آن و بيانگر برخورد ميان سنت و تجدد و هدايت را زاييده دوران بحرانی ايران دانست و گفت:‹‹ هدايت پايه گذار داستان تحليلی در ايران است که با توجه به مسايل روانی و روانشناسی، مسايل اجتماعی را در داستان هايش مطرح کرد و توانست زبان تحليلی استدلالی را به کوچه و بازار بياورد››.

شرح حال نوشتن، براي نويسنده‌‌‌‌‌‌اي  كه از تظاهر و خودنمايي به دور است سخت و دشوار است و اما هدايت شرح حالش را خود اينگونه مينويسد:
‹‹ من همان قدر از شرح حال خودم رم می‌کنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجمین مشورت کرده‌ام اما پیش بینی آن‌ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقه خوانندگان‌ست؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانه‌‌‌‌‌ي زندگیم قدر و قیمتی قایل شده باشم بعلاوه خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچه‌‌ي چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیده‌‌‌‌‌‌‌ي خود آن‌ها مناسب‌تر خواهد بود مثلن اندازه‌ي اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند.
از این گذشته، شرح حال من هیچ نکته‌ي برجسته‌ای در بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به طوری که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازده‌ي بی مصرف قضاوت محیط درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد››.

اين شرح حال تنها مي‌‌تواند تراوش قلم يك انسان خاضع و فروتن باشد. انساني كه هيچ توهمي نسبت به خود ندارد و از فخر فروشي و خود بزرگ بيني بيزار است. فردي كه هميشه به افراد فاخر و خودبين با نگاه تحقير و تمسخر مي‌‌‌‌نگرد و طبع و قريحه اي بلند در انتقاد كردن بدون هيچ ترس و واهمه‌‌‌‌‌‌اي از سرزنش نكوهش‌‌كنندگان. هدايت با نگاهي عميق و تيز بينانه محيط اطراف را مي‌‌‌‌‌‌كاود و براي شكستن تابوها ذره اي درنگ نمي‌‌‌‌‌‌‌‌كند. او رنج و درد كودكان رها شده در كوچه و بازار، آه و ناله زنان مجروح از تيغ تعصب و سنت را مي‌‌فهمد و با نگاهي نو فارغ از سنت و تعصب با رنج و تعب  زنان همراهي مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌كند و سعي در افشاگري  چهره مزور و رياكار مردان متعصب، ولي بي بند و بار دارد. و حتي با حيوانات همدردي مي‌‌‌‌‌‌‌كند تا جايي‌‌‌‌‌كه براي نخستين‌بار حيوان دوستي را در فرهنگ نوشتاري وارد مي‌سازد.

و چه زيبا ‹‹محمد سپانلو›› در مورد جايگاه هدايت در ادبيات ايران مي‌نويسد: ‹‹اين اشراف زاده فرنگ رفته، متخصص زندگي پست ترين طبقات اجتماعي مردم بود…شبح هدايت همه جا رفت و آمد داشت. يك نفر كه تا زنده بود، در جامعه چشم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي نيمه بسته و خوابناك، هميشه چشمهايش را به تمام و كمال در جستجوي اشباح انسانيت گشوده بود. مشاهده گري كه ظاهرا بي‌طرف مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمود ولي گويا نوشته هايش نفرين شده بودند››.
و اسلامي ندوشن او را در رديف استعدادهاي بزرگي همچون نيچه ،شوپنهاور،نروال و كافكا قرار مي‌دهد.

در مورد هدايت سخن گفتن و نوشتن قلمي ژرف و عميق مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد كه  متاسفانه بيش از اين در حد قد و قواره قلم قاصر و ناتوان نگارنده نيست. فقط مي‌‌‌‌‌‌توانم بگويم كه افسوس! هدايت چه در زمان زيستن وچه پس از مرگ به‌خاطر افكار و عقايد خود آن هم در جامعه اي سنتي و مذهبي، مورد نكوهش بسياري قرار ميگيرد اما بسي جاي خوشحالي‌ست در اين نيم قرن اخير، آثار آن انديشمند والا جاي خود را در بين نسل جوان پيدا كرده است ويا بهتر است كه بگويم فكر و انديشه هدايت براي اين نسل نمود يافته است و به آثار او فارغ از تعصب نگريسته مي‌شود هر چند كه تيغ سانسورخانه جمهوري ملاپرور آن‌قدر تيز است كه دست هر چاپگر آثار هدايت را قطع مي‌كند. اما باز هم اگر در پياده‌روهاي حزن‌انگيز انقلاب گام برداريم تنها بوي هدايت است كه به مشام مي رسد و روح هدايت است كه در جاي جاي آن پر مي كشد. آري… جاي هدايت در ميان دست‌فروش هاي انقلاب است تا مشتاقانش دزدكي و با ترس‌و‌لرز در پي خريد آثارش باشند.

پ.ن

روزها از محمد علي اسلامي ندوشن
ايران امروز، مقاله محسن حيدريان
مجله دنياي سخن

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. Bijan Mirzaei می‌گوید:

    Ba doroode farawan
    ba khandane in maghale khoshhal shodam ke didi ke man az sadegh Hedayat dashtam ziyad eshtebah nabood.

    Soali dashtam ager mitawanid dar morde Boofe Koor (naghde mozooa) bishtar benewisid chon man az chand nafar baraye behtar fahmidane in assar porsidam , wa khode man dar fahmidanesh sar dar gom hastam wa jawabe dorosti ham nagereftam (goya az dark an ham kami be dooram) khoshhal misham dar in zamineh jawabi bedahid.

    ba sepas B.Mirzaei

    • kabouk می‌گوید:

      درود بر شما
      دوست عزيز فهم بوف‌كور شايد با يك بار خواندن بدرستي ميسر نشود اما ميتونم بگم كه وقايع در ظاهر در دو مكان و در دو زمان جدا از هم و با فاصله اتفاق مي افتد ولي در اصل تمام اين اتفاقات در عرض 48 ساعت اتفاق مي افتد و در واقع گزارش يك بحران ست و نشان دهنده يك جامعه سنت زده و واپس گراست كه فرد را در چنين وضعيتي دچار انزوا كرده بوف كور در واقع خواننده را به بازنگري از خودش دعوت مي كنه اينكه انسان براي برون رفت از مشكلات بايد باهاش دست و پنجه نرم كنه و نه اينكه از آن فرار كند اميدوارم تونسته باشم به شما كمكي كرده باشم در ضمن مي تونيد به اين لينك رجوع كنيد تا در مورد بوف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كور بيشتر بدونيد http://www.dibache.com/text.asp?cat=43&id=2803

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s