نوشته های برچسب خورده با ‘حرمت قلم’


« سياره عطارد» كاتب و نويسنده‌ي ستارگان، خودش را با نام و ياد اهل قلم آذين بست و هوشنگ، پادشاه پيشدادي ايران در يكي از روزهاي همين ماه، نويسندگان را به رسميت شناخت و از آنان تجليل كرد و مردم، به جشن و پاي‌كوبي پرداختند و آن جشن، رسمي ديرينه شد تا براي پاسداشت و گرامي‌داشت «اهل قلم» جاودانه شود كه نشد!
اي كاش هنوز هم قلم و دوات حرمت داشت و تنها به نامش براي زيور و زينت اوراق سررسيدمان بسنده نمي‌كردند و گلوگاه قلم را نمي‌فشردند تا مبادا تراوشات مغزش را آنطور كه خود مي‌خواهد به روي ورق آورد. 14 تيرماه، يك روز كم از نيمه‌ي ماه، روز «اهل قلم» «نمادی برای تجلیل از صاحبان قلم و نویسندگان»! نيز گذشت.

اما قلمدان افتاد، پرها به هوا خاست و بغض قلم شكست و پهلويش ترك برداشت. نمي‌دانم شايد به ياد شرف، شرف اهل قلم افتاد كه بخاطر همين قلم، دو سال است كه در دخمه‌هاي جمهوري اسلامي محبوس است و محروم از نوشتن. و يا شايد هم براي آوارگي نويسندگان بزرگي چون عباس معروفي گريست و يا احتمالن از اين‌كه شاهد مرگ نويسنده بزرگي چون هدايت بود، عقده‌‌اي گلو گير دامن‌گيرش شد. خلاصه به ياد هر چه و هر كس كه بود، همراهيش كردم. كتابهاي ممنوعه نويسندگان را مرور كرديم و من خاك روي جلدشان را سرمه‌‌ي چشم كردم تا هميشه به يادم بماند كه تجليل از بزرگان اهل قلم در جمهوري اسلامي يعني چه!

در حكومتي كه بايد و نبايدهاي بسياري مانع تراوش قلم مي‌شود، چه بسا ابزاري مي‌شود تنها براي ارتزاق. البته اگر همين هم به مذاق حكومت خوش‌ آيد. سرنوشت و روزگار اهالي قلم، با غم و شادي مردم جامعه هم‌آميخته است. ولي اگر در ايران از اهالي قلم باشي و بخواهي به نان و نوايي برسي و در راهروهاي فرهنگ و ارشاد براي مجوز چاپ و نشر كتاب همچون گويي دست به دست نچرخي، بايد بر هر چه ناملايماتي‌ست در جامعه، چشم بپوشاني و تنها از گل و بلبل بنويسي.

نويسنده كتابهاي كودكان كه باشي،«كودكان كار»، در آن نقشي ندارند زيرا براي روحيه نسل آينده خوش‌آيند نيست. مبادا فكر نوشتن « ماهي سياه كوچولو » را در سر داشته باشي چه اگر قرار به تجليلي هم از نويسنده چنين كتابهايي باشد در بلاد كفر است نه در ايران آزاد اسلامي! يادت باشد در نوشتن كتابهايي براي نسل «جوان» از عقده‌هاي سركوب شده و آرزوهاي جوانان سخن نراني كه بدآموزي دارد، از جنس لطيف «زن» كه سخن مي‌گويي مراقب باش كه گيسوان مواج و ظرافت اندام زنانه را در ذهن و نوشته‌ات ترسيم نسازي كه «زن» در مملكت اسلامي، همچون گوهري‌ست كه هنوز از دل صدف بيرون نيامده تا مبادا دل مردان عصرش را بلرزاند و غيرت‌شان را زير سوال ببرد. همان بهتر است كه او را در ميان نوشته‌هايت، در لابلاي ملحفه‌اي بپيچاني و او را با پيش‌بند در مطبخ، در قالب كدبانويي به تصوير كشي. اگر در زمره نويسندگان مقالات اقتصادي هستي، يادت باشد آمار و ارقام را از دولت «فخيمه» بگيري و همچنين يادت نرود از «مفاسد اقتصادي» و « دست‌هاي آلوده » سخن نراني. و اگر در باب علم مي‌نويسي، از ماهواره ‌اميد حتمن ياد كني و يا اگر …

بله اينگونه‌ است كه در حكومت اسلامي قلم حرمت دارد و براي فكر و انديشه صاحبان قلم ، ارج گذارده مي‌شود بدون هيچ محدوديتي!
راستي تا يادم نرفته بگويم كه اگر اهل قلم هستي لفظ «معظم» را در نوشته‌هايت هرگز از قلم نيندازي!

————
پ.ن:
آثارالباقيه ابوريحان بيروني

Advertisements