نوشته های برچسب خورده با ‘هاله سحابي’

خبر‌چينان تاريخ پيغام ما را به كوفيان برسانند كه ما نيز، در بي‌وفايي به عهد، كم از آنها نداريم!

چقدر اين‌ روزها كلمه ‹‹ جنبش ›› برايم غريب است جنبش را معمولا براي نشان دادن حركت و تكاپو‌ بكار مي‌برند اما آيا حركت و تكاپويي هست!؟ اين‌روزها چه خبري از اين به اصطلاح ‹‹جنبش ›› من و تو را به حركت واداشت!؟ اصلا خبري هست!؟ حقيقت داشت خامنه‌اي در بدو تولد ‹‹ يا علي ›› گفت!؟ چقدر لذت بخش بود وقتي‌كه حداديان طبل رسوايي ‹‹ شعيب بن صالح ››زمان را مي‌نواخت! يادتان هست چند هفته پيش چه داستاني نقل محافل‌مان بود!؟ درست است همان داستان خر و كدوي  مولوي را مي‌گويم به پيشنهاد جنتي پير خرفت كه از افاضات گوهربارشان در نمازجمعه بود. وه! كه چقدر اين ادبيات سكسواليته در سياست‌مان به ما مي‌چسبد و باعث نزهت روح و روان‌مان مي‌گردد! راستي نزاع خامنه‌اي و احمدي‌نژاد به كجا رسيد؟ بين مصلحي و احمدي‌نژاد صلح و آشتي‌‌‌كنان برقرار شد؟ از عروسي شاهزاده ويليام چه خبر؟ بوسه شاهزاده بر لبان نوعروسش بر بلنداي ايوان كاخ چه شيرين و حيرت‌انگيز بود! چقدر اين‌روزها گفتيم و خنديديم اصلا مگر من و تو دردي هم داشتيم كه برايش بگرييم! بله درست است به همين سادگي ما را از خودمان، از عزيزانمان، اهدافمان غافل كردند!

غم و گلايه‌ام از گراني قوت و نان نيست، از به بند كشيدن احساسات و عواطف‌مان است، گلايه‌ام از به انحصار درآمدن عقل و درك‌مان در كف كودتاچياني‌ست كه فهم و شعور من و تو را همچون گويي حيران و سرگردان ملعبه‌اي ساختند براي پيش‌برد اهدافشان و من و تو همچنان شاد و سرمست از جنگ و نزاع بين دو قدرت و در اين بازي مضحك، من و تو اندك مجالي نمي‌يابيم تا راهي براي نيل به اهدافمان بيابيم.

البته در اين چند روز در لابلاي اين اخبار كذايي جنگ قدرت، اخباري هم از زندانيان سياسي ديده مي‌‌‌‌شد كه: محمد نوري‌‌‌‌‌زاد بيش از چهل روز است كه در اعتصاب غذا بسر مي‌برد آنهم با مشكلات جسمي كه دارد و زندانيان سياسي زندان گوهردشت دوره سوم اعتصاب غذاي خود را آغاز كردند آنهم تنها براي بدست آوردن حقوق اوليه يك زنداني، دختر رسول بداقي مي‌‌گويد: سه ماه است كه حق ملاقات حضوري و تماس تلفني را از پدرم گرفتند، مادر حسن جولاني مي‌ گويد: بيش‌ تر از پنج، شش ماه است كه از پسرم خبري ندارم و عبدا… رمضان‌زاده تحت شديد‌‌ترين شكنجه‌هاي روحي رواني قرار دارد و اخبار از ضرب و شتم همسر و برادر ايشان در دادگاه انفلاب حكايت دارد و مهدي محموديان علي‌رغم شرايط وخيم جسماني همچنان از حق مرخصي استعلاجي پزشكي محروم است و يا …
سيامك پورزند خودكشي كرد و بقول دخترش لي‌لي پورزند ‹‹ اين مرگ، مرگي بود اعتراضي و در كمال قدرت و اراده ››، عزت ا… سحابي در بستر بيماري در بيمارستان دستانش انتظار هاله عزيزش را مي‌كشد تا گرماي وجود هاله‌اش به رگهاي بي‌رمق و ناتوانش روحي تازه بخشد اما دادستان در نهايت شقاوت و بي‌رحمي تاكنون اجازه اين ملاقات را صادر نكرده است.

كلاهتان را قاضي كنيد تا ببينيد كدام‌يك از اين خبرها نمود بيشتري برايمان داشت، اخبار نهاد حكومت و يا زندانيان سياسي!؟ گويا اين كودتاچيان خيلي خوب توانسته‌اند من و تو را در برابر اين اخبار ناگوار واكسينه كنند كه با شنيدنش حتي ديگر كك‌‌مان هم نگزد و دست آخر، زياد كه احساسات به خرج دهيم آهي از نهاد بركشيم و زياد هم كه بخواهيم تكاني به خودمان بدهيم تا از اين ماز پيچ در پيچ  لعنتي، رهايي يابيم، باز سراغ شطرنج نهاد حكومتي رفته و سر بر زانوي تفكر مي‌‌نهيم تا ببينيم كه كداميك از طرفين اگر كيش و مات شوند سود و منفعتي براي ‹‹ جنبش سبزمان ›› دارد تا شايد، از پس مانده‌هاي سياست چيزي نصيب‌مان شود و بتوانيم از سر خوشه‌چيني و ريزه‌خواري اين خوان گسترده، به ثروت آزادي دست يابيم اما دريغ از يك جو همت و غيرت، براي رهايي از بند ظلم و جور!

نگاهي به نامه‌هاي تاج‌زاده عزيز بيندازيم كه با وجود سخت‌ترين شرايط، دست از مطالباتش نكشيده و شريعتمداري را به مناظره مي‌‌‌‌‌‌‌طلبد. شجاعت و ايثار را در پيام اسانلوي عزيزمان بيابيم كه از سر درد و با تمام وجود اعلام مي‌كند كه:‹‹ امسال هم‌بسته با ديگر مردم مخالف با ديكتاتوري براي رسيدن به آزادي و دمكراسي خيال خود را به ميدان‌‌‌‌ها و خيابانها مي‌فرستم ››. اميدواري را از پيام دو معلم سبز دربند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مان عبدا… مومني و محمد داوري بياموزيم كه خواست خود را قدم نهادن در كلاس درسي مي‌دانند كه درس نخستش ‹‹ آزادگي و آزادانديشي›› باشد …

براستي كه گذر زمان بر من و تو چه كرد كه اين‌گونه بي‌خيال و بي‌درد شده‌ايم! نزديك به سه ماه است كه از حصر رهبران جنبش مي‌گذرد و من در تب و تاب و دل‌‌نگران تكرار تاريخ دوباره زندگي آيت ا… منتظري براي رهبران جنبش و تكرار تاريخ دوباره زندگي امير عباس انتظام و مهندس سحابي‌ براي زندانيان سياسي!
برخيزيم نگذاريم كه تاريخ طبل بي‌عاري و بي‌‌وفايي به عهدمان را به گوش جهان و جهانيان براي قرنهاي متمادي بنوازد و نام‌مان  به بي‌عاران روزگار، در تاريخ ثبت شود. حقيقتا بياييد تا همراه شويم و بينديشيم كه چه بايد بكنيم!؟

Advertisements